... به پایان سال تحصیلی رسیدیم و معلم می داند که چه کرده است. چرا که در آینه چشم دانش آموزان می تواند خود را تماشا کند. آیا چشم ها پس از یک سال تحصیلی به چشم اندازی رسیده اند یا نه؟ آیا دست ها توان لمس کردن زندگی را یافته اند یا نه؟ و این پاهایی که به سمت آینده حرکت می کنند جهت یافته اند یا نه؟ معلم نمی تواند به چشم های خاموشی بسنده کند که از چارچوب پنجره ای کوچک به نقطه تاریکی خیره مانده اند. معلم باید خود به افق های گسترده ای دست یابد تا بتواند چار چوب ها را کنار زند و چراغ چشم ها را روشن کند. و اما آن را که هنر افروختن چشم ها را در آستین دارد چگونه باید ستود؟ آیا محیط زندگی او را چنان پرورده ایم که این هنرمند سرافراز آن چنان که شایسته است به تکریم واقعی خویش دست یابد؟ ما بر دست هایی بوسه می زنیم که هنر زیستن را می آموزند و بر سر انگشتانی که نگارگر روح بکر فرزندانمان هستند. اگر فرزندانمان را کبوتر هایی می پسندیم پرواز کنان در افق های نامحدود باید برای آن که این پرواز را به آنان می آموزد شان آسمانی قائل شویم که پرواز آسمان گسترده و نامحدود را می طلبد نه قفس خاک خورده فراموش شده را. پا که در راه گذاشتیم سودای هفت شهر عشق را داشتیم و سرمشق از شیخ عطار گرفتیم که هفت شهر عشق را گشته بود با شوری بی کران و شوقی بی پایان. راه هموار می نمود و افق ها روشن. راه که افتادیم سر از پا نشناختیم. کوچه به کوچه ره سپردیم و از کویی به کویی دیگر سفر کردیم و به پایان راه که رسیدیم تازه بود که دانستیم هنوز در پیچ اولین کوچه زندگی و درس و مدرسه مانده ایم و کم مانده بود که فرسوده شویم و افسرده. به خود نهیب زدیم که این راه را پایانی نیست و کرانه ای نه. هر پایان هنوز نقطه آغازی دوباره است.... هفته معلم گرامی باد.

هنرستان شهید رجایی یزد، اردیبهشت 63
ایستاده از راست: حسین غلامرضایی، احمد تفضلی، آقای انوری، اکبر جعفری، محسن سالاری، سعید اسلامی
نشسته: علی مقیمی، سید محمد میرحسینی، احمد زاده کاظم
برچسبها:
محسن سالاری,
عکس,
عکس یادگاری,
هنرستان رجایی یزد,
اکبر جعفری,
سعید اسلامی,
علی مقیمی
@@ محسن سالاری دوشنبه 12 اردیبهشت1390
1:12 |